المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

649

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

« احصان » ، همان است كه رجم با آن ثابت مىشود ) ، مىگوييم : بعضى از اصحاب احصان اين معنا را با متعه ثابت مىدانند . 2 - اگر مراد از « اسْتَمْتَعْتُمْ » ، نكاح متعه نباشد ، لازمهء آن اين است كه : اگر كسى در نكاح دائم ، انتفاعى از همسرش نبرده باشد ، هيچ مقدار از مهريّه بر ذمّهء او ثابت نمىشود . در حالى كه لازم باطل است و ملزوم نيز باطل مىشود . امّا بطلان لازم به اين ترتيب است كه اجماع قائم است بر اينكه : اگر كسى همسرش را قبل اينكه او را ببيند ، طلاق دهد ، دادن نصف مهر بر وى واجب مىشود . اما بيان ملازمه به اين نحو است كه : در آيه ، وجوب أجرت دادن بر استمتاع و كاميابى مشروط شده است ، در نتيجه بدون استمتاع ، أجرت واجب نمىشود . در صورتى كه در عقد دائم با اجماع با تحقّق عقد مهر هم واجب مىشود هرچند كاميابى صورت نگرفته باشد . اشكال : مراد از « أجرت » مهر مستقرّ ، است كه فقط با دخول محقّق مىشود و در آيه ، از دخول به استمتاع تعبير شده است . جواب : در آيه اشاره به « استقرار » نشده است ، بلكه آيه فقط متعرّض « وجوب دادن اجرت » است . در ضمن « استمتاع » اعمّ از دخول و غير دخول است و عامّ نيز بر خاصّ دلالت نمىكند ، در نتيجه تقدير آيه چنين مىشود : « زنانى را كه متعه مىكنيد ، در مقابل استمتاعاتى كه از آنها مىبريد ، تمام مزدشان را بدهيد ، چون أجرت حقيقت در كلّ اجرت و مجاز در بعضى آن مىباشد » . بنابراين استقرار مهر با تقبيل ( بوسيدن ) يا با يك نگاه همراه با شهوت ، حاصل مىشود ، در حالى كه چنين چيزى ، باطل است . 3 - « ابن عبّاس « 1 » » ، « ابن جبير » ، « أبىّ بن كعب » ، « ابن مسعود » و جماعت كثيرى آيه را بدين صورت قرائت كرده‌اند : « فما استمتعتم به منهنّ الى أجل مسمّى فآتوهنّ » كه اين قرائت صريح در ارادهء نكاح موقّت مىباشد . ثعلبى نيز از جبير بن أبى ثابت روايت كرده است كه گفت : ابن عبّاس قرآنى به من داد و گفت : اين قرآن بنابر قرائت « أبى » است . من در آن ( اين آيه را ) به اين صورت ديدم : « فما استمتعتم به منهنّ الى اجل مسمّى »

--> ( 1 ) . رجوع شود به تفسير طبرى ، ج 5 ، ص 12 ، تفسير فخر رازى ، ج 10 ، ص 51 ، احكام القرآن ، نوشتهء جصّاص ، ج 2 ، ص 178 ، و غير آنها .